عمه
طبیعیه ک با عمهم حرف زدم گریهم گرفت؟ خیلی وقت بود باهاش صحبت نکرده بودم و اصلا خط جدیدم رو هم نداشت! بعد از جداییم از همه فاصله گرفته بودم و حالا، با روبراه شدن احوالم، انگار دوباره هیجان ارتباط با اطرافیانم در من زنده شده..
متنفرم از وقتایی ک گذشتهم، مثل بختک میفته روی احوالم و توان زندگی رو ازم میگیره..
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ ساعت 18:43 توسط دخترک
|
وصفِ احوال من افتاد به دستانِ قلم؛