مزاحم
بخاطر مسئولیت جدید قرار بود یسری از کارها رو ب مهندس واگذار کنم! این جلسات اخیر رو با هم میرفتیم ک هم روند کار رو ببینه هم معرفیش کنم. این سازمان ک الانم هرهفته بخاطر پروژه دارم میام بخاطر حساسیتی ک رئیس داشت گفت خودم برم و مهندس نره! همون جلسه اول فقط باهام اومد. طبق عادتش بهم نزدیک میشد، زیاد نگام میکرد و بهم زل میزد، حرف میزد، شوخی میکرد، حتی حواسش ب لباسمم بود! چندباری هم بهش تذکر دادم ولی کلا سیستمش همینه!
حالا امروز ک اومدم اینجا، مهندس ه توی فاصلهای ک مجبور بودیم توو راهرو بایستیم ازم پرسید ک اون اقایی ک جلسه اول اومد باهاتون دیگه نمیاد؟ گفتم نه! گفت چرا؟! مشکوک شدم ولی توضیح دادم ک خب همکارم بودن و حضورشون دیگه لزومی نداشت! با ی حالت تعجبی گفت همکااااار؟؟ ما فکر کردیم رابطتون... اعصابم خورده نمیخام ادامه بدم فقط میتونم بگم اه!!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۲ ساعت 9:55 توسط دخترک
|
وصفِ احوال من افتاد به دستانِ قلم؛