این نگاه‌های مهندس داره عصبیم میکنه! هروقت من یذره فقط یذره آرایش میکنم میخوره منو انقد ک نگاه میکنه.. نشستیم داریم کار میکنیم، سنگینی نگاه حس میکنم سرمو برمیگردونم میبینم لم داده رو صندلیش داره با سیبیلاش ور میره و نگام میکنه! ی مدت ک عادت داشت میومد سر میزم توو نزدیکترین حالت بهم! امروزم یکاره صدام کرده میگه ی سوال میتونم بپرسم؟ میگم بفرمایید! میگه همیشه حجابت همینجوری بوده؟! ی وجب بچه! اه! حالم ازش بهم میخوره..